تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 24 سپتامبر 2020 - 12:36
کد خبر : 6454

اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد

اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد

اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد همدان – رزمندگان همدانی رشادت‌های فراوانی در دوران دفاع مقدس داشتند و یادگاران آن دوران خاطرات بسیاری در سینه خود حبس دارند که در گفتگو با یک رزمنده خاطراتی از آن دوران ذکر شده است.
خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها: در تاریخ هر سرزمینی روزهایی است که درخشان‌تر از دیگر روزهاست؛ این روزها برای همیشه در حافظه تاریخی مردمان آن سرزمین ثبت و گرامی داشته می‌شود.
در تاریخ ما نیز هفته دفاع مقدس روزهایی است برای یادآوری رشادت، شجاعت، ایثار و فداکاری جوانان این مرز و بوم که جان بر کف و جانانه از کشور دفاع کردند.
ماشاالله حرمتی یکی از آن جوانان دیروز و پیشکسوتان امروز است که هفته دفاع مقدس بهانه‌ای شد تا به سراغ وی برویم و دقایقی پای صحبت‌هایش بنشینیم.
حرمتی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه خرداد ماه سال ۶۳ نخستین حضورم در جبهه بود؛ اظهار کرد: بنده در دوره ۱۳ آموزشی پادگان قهرمان آموزش دیدم و بعد به اردوگاه شهید محرمی رفته و از آنجا به جزیره مجنون اعزام شدم و در عملیات کربلای ۵، عملیات میمک، عملیات سال ۶۵ در جزیره مجنون و … حضور د..

اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد

همدان – رزمندگان همدانی رشادت‌های فراوانی در دوران دفاع مقدس داشتند و یادگاران آن دوران خاطرات بسیاری در سینه خود حبس دارند که در گفتگو با یک رزمنده خاطراتی از آن دوران ذکر شده است.

خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها: در تاریخ هر سرزمینی روزهایی است که درخشان‌تر از دیگر روزهاست؛ این روزها برای همیشه در حافظه تاریخی مردمان آن سرزمین ثبت و گرامی داشته می‌شود.

در تاریخ ما نیز هفته دفاع مقدس روزهایی است برای یادآوری رشادت، شجاعت، ایثار و فداکاری جوانان این مرز و بوم که جان بر کف و جانانه از کشور دفاع کردند.

ماشاالله حرمتی یکی از آن جوانان دیروز و پیشکسوتان امروز است که هفته دفاع مقدس بهانه‌ای شد تا به سراغ وی برویم و دقایقی پای صحبت‌هایش بنشینیم.

حرمتی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه خرداد ماه سال ۶۳ نخستین حضورم در جبهه بود؛ اظهار کرد: بنده در دوره ۱۳ آموزشی پادگان قهرمان آموزش دیدم و بعد به اردوگاه شهید محرمی رفته و از آنجا به جزیره مجنون اعزام شدم و در عملیات کربلای ۵، عملیات میمک، عملیات سال ۶۵ در جزیره مجنون و … حضور داشتم.

این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس به بیان خاطره‌ای از ایام دفاع مقدس پرداخت و بیان کرد: خاطرات زیادی دارم که بیشتر در مورد هم رزمانم است.

وی با اشاره به اینکه یکی از بهترین خاطرات و شاخص‌ترین خاطرات من مربوط به شهید محمدلو و شهید جعفر عبادی است که همیشه از آن دو یاد می‌کنم؛ افزود: رزمندگان در مسجدی در منطقه رفیع به صورت گروه‌های سه یا چهار نفر هر شب نماز می‌خواندند و یا به گشت شناسایی می‌رفتند، در این بین شهید جعفر عبادی و شهید محمدلو هم همیشه با هم بودند.

شهید عبادی و شهید محمد لو هر دو رزمی کار بودند و با هم مبارزه هم می‌کردند و نماز شب را هم با هم می‌خواندند و خیلی صمیمی بودند حرمتی با اشاره به اینکه شهید عبادی و شهید محمد لو هر دو رزمی کار بودند و با هم مبارزه هم می‌کردند، افزود: این دو شهید نماز شب را هم با هم می‌خواندند و خیلی صمیمی بودند.

وی با اشاره به اینکه یک روز همه به پدافندی رفتیم تا برای عملیات آماده شویم، افزود: همیشه عملیات در نیمه‌های شب انجام می‌شد اما این بار عملیات برای نخستین بار موقع اذان مغرب آغاز می‌شد.

این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس با اشاره به اینکه در خط اول کانال‌های کوتاهی وجود داشت که در آنها سنگرهای حفره روباه کوچکی آماده کرده بودند، افزود: در زمان سنگین شدن آتش به داخل سنگرهای حفره روباه می‌رفتیم.

وی با اشاره به اینکه شب عملیات در سنگرها نشسته بودیم و من در سنگر صدای آشنا از داخل کانال شنیدم؛ بیان کرد: وقتی سر خود را بیرون آوردم، دیدم شهید جعفر عبادی و شهید محمد لو دست در گردن هم انداخته و در حال مشاعره بودند.

حرمتی با اشاره به اینکه این دو شهید معمولاً با هم مشاعره می‌کردند و در سنگر هم در حال مشاعره بودند؛ عنوان کرد: یکی از گردان‌ها به خط زده بود و آتش تقریباً داشت سنگین می‌شد، دقیقاً لحظه‌ای که من پیش شهید محمد لو و شهید عبادی رسیدم دیدم که شهید عبادی مصرع «الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها» را می‌خواند و شهید محمد لو مصرع دوم «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» را خواند و گریه می‌کردند و انگار می‌دانستند قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به زودی با هم در حالی که دست در گردن هم دارند شهید شوند.

وی ادامه داد: در همین حال و هوا بودند که من خجالت کشیدم و خواستم که خلوت آنها را خراب نکنم و به آرامی از سنگر خارج شوم، که شهید محمدلو صدایم کرد و مرا در بزم خود شریک کردند، آنها مشاعره می‌کردند و گریه می‌کردند و من هم با گریه آنها گریه می‌کردم.

این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس افزود: شهید محمدلو و شهید عبادی باید نیروها را برای عملیات جلو می‌بردند، از هم خداحافظی کردیم، بعدها شنیدم که وقتی که نیروها را جلو برده بودند خود آنها به خط اول برگشته و در اثر اصابت یک خمپاره ۱۲۰ با هم شهید شده‌اند.

کتابی با نام «دو ماشال» در دست چاپ است

وی در ادامه به کتاب خاطرات خود اشاره کرد و با بیان اینکه کتابی با نام «دو ماشال» در دست چاپ است؛ افزود: نویسنده این کتاب خانم سماوات است و آخرین مراحل چاپ سپری و یک نمونه چاپ شده است و قرار بود در هفته دفاع مقدس امسال رونمایی شود.

حرمتی با اشاره به اینکه رزمندگان برای مقام و پول به جبهه نرفتند اما بعد از جنگ رها شدند؛ بیان کرد: در شعار همه از حفظ ارزش‌ها و دفاع مقدس صحبت می‌کنند اما در عمل اینگونه نیست.

وی با تاکید بر اینکه محل مشخصی مانند کانون بازنشستگان برای رزمندگان وجود ندارد؛ عنوان کرد: رزمندگان به دنبال حفظ و انتشار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس به نسل بعد هستند اما حمایتی مادی و معنوی از آنها صورت نمی‌گیرد.

این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس با تاکید بر اینکه بچه‌های جبهه و جنگ خاکی هستند اما مسئولان باید وظیفه خود را انجام داده و از آنها حمایت کنند، افزود: فعالیت‌هایی انجام شده اما به اندازه و کافی نبوده است.

مقاله اصلی

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.