اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد

اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد همدان – رزمندگان همدانی رشادتهای فراوانی در دوران دفاع مقدس داشتند و یادگاران آن دوران خاطرات بسیاری در سینه خود حبس دارند که در گفتگو با یک رزمنده خاطراتی از آن دوران ذکر شده است.
خبرگزاری مهر – گروه استانها: در تاریخ هر سرزمینی روزهایی است که درخشانتر از دیگر روزهاست؛ این روزها برای همیشه در حافظه تاریخی مردمان آن سرزمین ثبت و گرامی داشته میشود.
در تاریخ ما نیز هفته دفاع مقدس روزهایی است برای یادآوری رشادت، شجاعت، ایثار و فداکاری جوانان این مرز و بوم که جان بر کف و جانانه از کشور دفاع کردند.
ماشاالله حرمتی یکی از آن جوانان دیروز و پیشکسوتان امروز است که هفته دفاع مقدس بهانهای شد تا به سراغ وی برویم و دقایقی پای صحبتهایش بنشینیم.
حرمتی در گفتوگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه خرداد ماه سال ۶۳ نخستین حضورم در جبهه بود؛ اظهار کرد: بنده در دوره ۱۳ آموزشی پادگان قهرمان آموزش دیدم و بعد به اردوگاه شهید محرمی رفته و از آنجا به جزیره مجنون اعزام شدم و در عملیات کربلای ۵، عملیات میمک، عملیات سال ۶۵ در جزیره مجنون و … حضور د..
اولین شعر حافظ آخرین خاطره یک رزمنده از دو شهید در میدان نبرد
همدان – رزمندگان همدانی رشادتهای فراوانی در دوران دفاع مقدس داشتند و یادگاران آن دوران خاطرات بسیاری در سینه خود حبس دارند که در گفتگو با یک رزمنده خاطراتی از آن دوران ذکر شده است.
خبرگزاری مهر – گروه استانها: در تاریخ هر سرزمینی روزهایی است که درخشانتر از دیگر روزهاست؛ این روزها برای همیشه در حافظه تاریخی مردمان آن سرزمین ثبت و گرامی داشته میشود.
در تاریخ ما نیز هفته دفاع مقدس روزهایی است برای یادآوری رشادت، شجاعت، ایثار و فداکاری جوانان این مرز و بوم که جان بر کف و جانانه از کشور دفاع کردند.
ماشاالله حرمتی یکی از آن جوانان دیروز و پیشکسوتان امروز است که هفته دفاع مقدس بهانهای شد تا به سراغ وی برویم و دقایقی پای صحبتهایش بنشینیم.
حرمتی در گفتوگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه خرداد ماه سال ۶۳ نخستین حضورم در جبهه بود؛ اظهار کرد: بنده در دوره ۱۳ آموزشی پادگان قهرمان آموزش دیدم و بعد به اردوگاه شهید محرمی رفته و از آنجا به جزیره مجنون اعزام شدم و در عملیات کربلای ۵، عملیات میمک، عملیات سال ۶۵ در جزیره مجنون و … حضور داشتم.
این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس به بیان خاطرهای از ایام دفاع مقدس پرداخت و بیان کرد: خاطرات زیادی دارم که بیشتر در مورد هم رزمانم است.

وی با اشاره به اینکه یکی از بهترین خاطرات و شاخصترین خاطرات من مربوط به شهید محمدلو و شهید جعفر عبادی است که همیشه از آن دو یاد میکنم؛ افزود: رزمندگان در مسجدی در منطقه رفیع به صورت گروههای سه یا چهار نفر هر شب نماز میخواندند و یا به گشت شناسایی میرفتند، در این بین شهید جعفر عبادی و شهید محمدلو هم همیشه با هم بودند.
شهید عبادی و شهید محمد لو هر دو رزمی کار بودند و با هم مبارزه هم میکردند و نماز شب را هم با هم میخواندند و خیلی صمیمی بودند حرمتی با اشاره به اینکه شهید عبادی و شهید محمد لو هر دو رزمی کار بودند و با هم مبارزه هم میکردند، افزود: این دو شهید نماز شب را هم با هم میخواندند و خیلی صمیمی بودند.
وی با اشاره به اینکه یک روز همه به پدافندی رفتیم تا برای عملیات آماده شویم، افزود: همیشه عملیات در نیمههای شب انجام میشد اما این بار عملیات برای نخستین بار موقع اذان مغرب آغاز میشد.
این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس با اشاره به اینکه در خط اول کانالهای کوتاهی وجود داشت که در آنها سنگرهای حفره روباه کوچکی آماده کرده بودند، افزود: در زمان سنگین شدن آتش به داخل سنگرهای حفره روباه میرفتیم.
وی با اشاره به اینکه شب عملیات در سنگرها نشسته بودیم و من در سنگر صدای آشنا از داخل کانال شنیدم؛ بیان کرد: وقتی سر خود را بیرون آوردم، دیدم شهید جعفر عبادی و شهید محمد لو دست در گردن هم انداخته و در حال مشاعره بودند.
حرمتی با اشاره به اینکه این دو شهید معمولاً با هم مشاعره میکردند و در سنگر هم در حال مشاعره بودند؛ عنوان کرد: یکی از گردانها به خط زده بود و آتش تقریباً داشت سنگین میشد، دقیقاً لحظهای که من پیش شهید محمد لو و شهید عبادی رسیدم دیدم که شهید عبادی مصرع «الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها» را میخواند و شهید محمد لو مصرع دوم «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» را خواند و گریه میکردند و انگار میدانستند قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و به زودی با هم در حالی که دست در گردن هم دارند شهید شوند.
وی ادامه داد: در همین حال و هوا بودند که من خجالت کشیدم و خواستم که خلوت آنها را خراب نکنم و به آرامی از سنگر خارج شوم، که شهید محمدلو صدایم کرد و مرا در بزم خود شریک کردند، آنها مشاعره میکردند و گریه میکردند و من هم با گریه آنها گریه میکردم.

این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس افزود: شهید محمدلو و شهید عبادی باید نیروها را برای عملیات جلو میبردند، از هم خداحافظی کردیم، بعدها شنیدم که وقتی که نیروها را جلو برده بودند خود آنها به خط اول برگشته و در اثر اصابت یک خمپاره ۱۲۰ با هم شهید شدهاند.
کتابی با نام «دو ماشال» در دست چاپ است
وی در ادامه به کتاب خاطرات خود اشاره کرد و با بیان اینکه کتابی با نام «دو ماشال» در دست چاپ است؛ افزود: نویسنده این کتاب خانم سماوات است و آخرین مراحل چاپ سپری و یک نمونه چاپ شده است و قرار بود در هفته دفاع مقدس امسال رونمایی شود.
حرمتی با اشاره به اینکه رزمندگان برای مقام و پول به جبهه نرفتند اما بعد از جنگ رها شدند؛ بیان کرد: در شعار همه از حفظ ارزشها و دفاع مقدس صحبت میکنند اما در عمل اینگونه نیست.
وی با تاکید بر اینکه محل مشخصی مانند کانون بازنشستگان برای رزمندگان وجود ندارد؛ عنوان کرد: رزمندگان به دنبال حفظ و انتشار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به نسل بعد هستند اما حمایتی مادی و معنوی از آنها صورت نمیگیرد.
این رزمنده و ایثارگر دفاع مقدس با تاکید بر اینکه بچههای جبهه و جنگ خاکی هستند اما مسئولان باید وظیفه خود را انجام داده و از آنها حمایت کنند، افزود: فعالیتهایی انجام شده اما به اندازه و کافی نبوده است.
برچسب ها :استانها > همدان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0